عباس  محمدزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عباس محمدزاده
آرشیو وبلاگ
      دادگر (تازه های قوانین و مقررات و دپارتمان حقوقی در کلیه امور مدنی، جزایی، خانواده،تجاری، ملکی ،اداری و ارائه خدمات حقوقی مورد نیاز بازدیدکنندگان)
تعاریف برخی از لغات و اصطلاحات عمومی پرکاربرد نویسنده: عباس محمدزاده - دوشنبه ٢ امرداد ۱۳٩۱

تعاریف برخی از لغات و اصطلاحات  عمومی پرکاربرد تحت سرفصل های زیر جهت استفاده بازدیدکنندگان محترم در دسترس قراردارد:

تعاریف عمومی اقتصاد  ، اشتغال ، صنعت و معدن ،حمل و نقل و ارتباطات ،انرژی ، بودجه ،مالیات ، بورس ، بیمه، پول و بانک ، قیمت و تورم ، اوپک ،مجامع بین المللی ،سیاستهای ارزی ،اقتصاد جهانی ، مناطق آزاد ویژه جهان ،قاچاق ،ورود موقت

 


 

 فهرست کلی

1. ارزش افزوده

2. اقتصاد

3. انحصار

4. بازار

5. برنامه

6.  برند ( نام تجاری)

7. بنگاه

8.  بهره وری انرژی

9. بهره وری کار

10. تشکیل سرمایه ثابت ناخالص

11. تقاضا

12. تقاضای کل

13. تقاضای نهایی

14. توسعه

15. توسعه اقتصادی

16. توسعه پایدار

17. تولید

18. تولید ناخالص داخلی

19. تولید ناخالص ملی

20. خدمات

21. دارایی های ثابت

22. درآمد سرانه

23. درآمد ملی

24. دولت

25. رشد اقتصادی

26. رقابت پذیری

27. ستانده

28. سرمایه

29. سرمایه گذاری

30. عرضه کل

31. کالاها

32. کالاهای همگن

33. کالاهای واسطه ای

34. کالای خصوصی

35. کالای عمومی

36. مبادله پایاپای ( تهاتری)

37. مزیت نسبی

38.  مصرف کننده

39.  یارانه ( سوبسید)

‌ تعاریف عمومی اقتصاد

ارزش افزوده: در عین حال که اصطلاح «ارزش افزوده» از نظر مفهوم دامنه گسترده‌ای دارد اما از دیدگاه علم اقتصاد، این واژه تعریف مشخصی دارد. در مفهوم عام ، «ارزش افزوده» یعنی سودی که از سرمایه‌گذاری در یک زمینه خاص حاصل می‌شود. اما در مفهوم اقتصادی، ارزش افزوده سودی است که فراتر از انتظارات اولیه به هنگام سرمایه‌گذاری در یک زمینه مشخص به دست آمده است. به بیان دیگر، همانگونه که تعریفهای زیر نشان می دهد، سود یا ارزش بالقوه کالاها و خدمات را ارزش افزوده آنها قلمداد می‌کنند.تعریفهایی که در منابع مختلف پیرامون ارزش افزوده ارائه شده است کم و بیش مشترک هستند.
 بر اساس تعریف واژه‌نامه اقتصاد نوین، «ارزش افزوده عبارت است از ارزش برونداد یک موسسه تجاری پس از کسر ارزش درونداد آن، (یعنی سرمایه و هزینه‌هایی که صرف خرید مواد یا خدمات  از سایر موسسات می‌کند. به عبارتی، ارزش افزوده یعنی کسر هزینه‌ها از فروش» (Macmillan Dictionary of modern Economics،1992).از دیدگاه عبدالحسین نیک‌گهر، در فرهنگ علوم اقتصادی، بازرگانی و مالی (1369: ص 78)، «ارزش افزوده عبارت است از تفاوت میان ارزش تولید به قیمت بازار (یعنی قیمت فروش) و ارزش مصارف واسطه‌ای‌اش». به بیان دیگر، «ارزش افزوده برای تولید کننده عبارت است از تفاوت ارزش محصول به قیمت بازار و ارزش هزینه‌های مصرف شده برای تولید آن محصول» (ص 27).

بر اساس این تعریف‌ها، برخی از کالاها و خدماتی که تولید می‌شود دارای ارزش افزوده بوده یا به‌طور بالقوه می‌توانند ارزش افزوده داشته باشند. بسیاری از بخشهای تجاری یا اقتصادی تلاش می‌کنند تا کالاها و خدمات خود را به ارزش افزوده برسانند یا میزان ارزش افزوده آن را افزایش دهند. معاملات بورس اوراق بهادار و خرید و فروش سهام شرکت‌ها نمونه‌ای از این تلاشها است. به طور معمول، ارزش سهام کارخانه‌ها و شرکت‌های موفق افزایش می‌یابد و سرمایه‌گذاران تلاش می‌کنند تا سهام بیشتری از آن شرکت‌ها خریداری کنند. به همین دلیل، سرمایه شرکت و نیز سهام آن از ارزش افزوده برخوردار می‌شود.

اقتصاد: اقتصاداز ریشةقصد و به معنی انجام فعالیتهایی برای رفع نیازهای زندگی میباشد (انسان باقابلیتها و تواناییهای خود که ناشی ازهوش و ساختارفیزیکی بدن است، ازامکانات موجوددر طبیعت بهره می گیردتا بتواندنیازهای خودرا برآورده نموده و محیط را برای زندگی خودمساعدتر نماید). اقتصاد متشکل از دوزیر بخش اساسی است که عبارتند از: بخش تولیدو بخش تبادل. بخش اول محصول (کالاو خدمات)مورد نیازبشر راتولید مینماید و بخش دوم محصول را به متقاضیان میرساند تا نیازهای خود رارفع نمایند. اغلب مصرف رانیز بخشی از فعالیتهای اقتصادی قلمداد می کنند.

انحصار: هرروش و فرایندی که بخشی از بازاررا بدون سازوکار رقابتی در اختیارگروهی خاص قرار دهد.اغلب برایکسب منافععده ایمعدود ازطریق محدود کردن قابلیتهاو آزادیهای اجرایی دیگران صورتمی گیرد.

بازار: هر شبکه ای که خرید و فروش کالاها و خدمات در آن انجام پذیرد. بازار نباید لزوماً مفهوم سازی داشته باشد و فضای مشخصی را در بر گیرد. به عنوان مثال بازار معاملات سهام در سطح جهانی، بازاری است که عملیات آن صرفاً از طریق شبکه مخابرات بین المللی انجام می گیرد و در مجموع جای معینی ندارد.

برنامه: تعیین فعالیت های لازم برای پیاده سازی هر راهکار،انتساب زمان و منابع (انسانی وبودجه) به آنها  و تبیین نتایج مورد انتظار از آنهاو نحوةسنجش و ارزیابی پیشرفت کارها و نتایج آنها.

برند( نام تجاری): عنوانیا نامهر محصولیکه باروش و کیفیتمطلوب و باخدمات پساز فروشمناسب عرضهشده و مشتریانبا توجهو اعتمادبه همیننام، محصولرا میپذیرند. هرنظام اقتصادی  در چارچوبقواعد مالکیتفکری و پدیدآورندگان،روش و حقوقیبرای ثبتو اعطای حقوقیویژه برایعناوین فنیو تجاریایجاد و اعمال می نمایند.

بنگاه: هر واحداقتصادی اعماز تولیدییا تبادلییک بنگاهنامیده  می شود.

  بهره‌ وری‌ انرژی‌:عبارت‌است‌از نسبت‌ارزش‌افزوده‌ به‌ ارزش‌انرژی‌ مصرف‌شده.‌             

بهره‌ وری‌ کار: عبارت‌است‌از نسبت‌ارزش‌افزوده‌ به‌ تعداد شاغلان.‌     

تشکیل سرمایه ثابت ناخالص: تشکیل سرمایه ثابت ناخالص، عبارت است از ارزش کل تحصیل دارایی‌های ثابت توسط تولید‌کنندگان منهای فروش یا انتقال مجانی دارایی‌های ثابت در طول یک دوره حسابداری معین، به اضافه ارزش آن‌چه که توسط واحدهای نهادی به ارزش دارایی‌های ثابت تولید نشده، اضافه شده است.

تقاضا: میزاننیاز موجودبه یکمحصول کهاز طریقبازار تبادل مشخص و معرفیمی شود.

تقاضای کل: تقاضای کل، از مجموع تقاضای نهایی و تقاضای کالاهای واسطه ای، نتیجه می‌شود.

تقاضای نهایی: تقاضای نهایی، از مجموع مصرف نهایی خانوارها، مصرف نهایی مؤسسات غیر انتفاعیدر خدمت خانوارها، مصرف نهایی دولت، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص، تغییر موجودی انبار و صادرات، حاصل می گردد.

توسعه: در لغت به معنای رشد تدریجی در جهت پیشرفته‌ترشدن، قدرتمندترشدن و حتی بزرگ‌ترشدن است (فرهنگ لغات آکسفورد، 2001).

توسعه اقتصادی: عبارتست از رشد همراه با افزایش ظرفیت‌های تولیدی اعم از ظرفیت‌های فیزیکی، انسانی و اجتماعی. در توسعه اقتصادی اگرچه رشد کمی تولید حاصل خواهد شد اما در کنار آن، نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد، نگرش‌ها تغییر خواهد کرد، توان بهره‌برداری از منابع موجود به صورت مستمر و پویا افزایش یافته، و هر روز نوآوری جدیدی انجام خواهد شد. بعلاوه می‌توان گفت ترکیب تولید و سهم نسبی نهاده‌ها نیز در فرآیند تولید تغییر می‌کند. توسعه امری فراگیر در جامعه است و نمی‌تواند تنها در یک بخش از آن اتفاق بیفتد. توسعه، حد و مرز و سقف مشخصی ندارد بلکه بدلیل وابستگی آن به انسان، پدیده‌ای کیفی است که هیچ محدودیتی ندارد (برخلاف رشد اقتصادی که کاملاً کمی است). توسعه اقتصادی دو هدف اصلی دارد: اول، افزایش ثروت و رفاه مردم جامعه (و ریشه‌کنی فقر)، و دوم، ایجاد اشتغال، که هر دوی این اهداف در راستای عدالت اجتماعی است. نگاه به توسعه اقتصادی در کشورهای پیشرفته و کشورهای توسعه‌نیافته متفاوت است. در کشورهای توسعه‌یافته، هدف اصلی افزایش رفاه و امکانات مردم است در حالیکه در کشورهای عقب‌مانده، بیشتر ریشه‌کنی فقر و افزایش عدالت اجتماعی مدنظر است.

توسعه پایدار: عبارت است از توسعهبا ملاحظةمعیارها و شاخص هایپایداری درتعامل اجتماعیو زیست محیطی.

تولید: به فرآیندتبدیل امکاناتو منابعاولیه بهمحصول یاایجاد مستمرو بهمقدار زیادمحصولات اعم ازساخت کالاهایا ارائهخدمات اطلاق می گردد.

تولید ناخالص داخلی: محصول ناخالص داخلی، نتیجه نهایی فعالیت‌های اقتصادی واحدهای تولیدی مقیم یک کشور در یک دوره زمانی معین است. محصول ناخالص داخلی به سه روش تولید، هزینه و درآمد محاسبه می‌شود.

تولید ناخالص ملی: به ارزش تولیدات و خدمات نهایی یک کشور در هر نقطه از جهان بر حسب واحد پول آن کشور، اطلاق می گردد.

خدمات: ستانده‌های ناهمگنی هستند که تولید آن‌ها بر اساس سفارش انجام می‌گیرد. خدمات دارای موجودیت مستقلی نیستند که امکان ایجاد حق مالکیت بر آن‌ها وجود داشته باشد. خرید و فروش خدمات از تولید آن‌ها جدا نیست و اغلب این دو فرآیند همزمان صورت می‌گیرد.

دارایی‌های ثـابت: دارایی‌های ملمـوس و غیـر ملموسی است که از یک جـریان تولید به عنوان ستانده به دست آمده است و به طور مستمر و مداوم در فرآیند تولیدات دیگر برای دوره زمانی بیشتر از یک ‌سال، به کارگرفته‌ می‌شود‌.

درآمد ملی: به مجموع تمامی انواع مختلف درآمدهای به دست آمده کلیه خانوارها طی یک دوره مالی اطلاق می گردد.

درآمد سرانه: از تقسیم درآمد ملی یک کشور (تولید ناخالص داخلی) به جمعیت آن، درآمد سرانه بدست می‌آید.

دولت: طبق تعریف سیستم حساب‌های ملی سازمان ملل، واحدهای دولتی، نوع منحصر به فردی از موجودیت حقوقی هستند که از طریق فرآیند سیاسی ایجاد می‌شوند و دارای اختیار قانونگذاری، قضایی یا اجرایی، برای سایر واحدهای نهادی مستقر در یک منطقه مشخص می‌باشند. وظیفه اصلی دولت به عنوان یک واحد نهادی، فراهم کردن کالاها و خدمات برای جامعه به طور کلی و برای خانوارها به طور فردی، از طریق اخذ مالیات و کسب سایر درآمد‌ها و نیز توزیع مجدد درآمد و ثروت است. در جریان فعالیت‌های اقتصادی، دولت دارای دو نقش تولید کننده و مصرف‌کننده است. به عبارت دیگر دولت، تولیدکننده‌ای است که بخش اعظم تولیداتش را خود مصرف می‌کند. البته وظیفه فراهم کردن کالاها و خدمات برای جامعه، تولید این نوع کالاها و خدمات را توسط واحدهای دولتی ایجاب نمی‌کند. میزان اشتغال دولت به تولیدکالاها  و خدمات به جای خرید آن‌ها از تولید کنندگان بازاری، یک انتخاب سیاسی است.

رشد اقتصادی: به تعبیر ساده عبارتست از افزایش تولید (کشور) در یک سال خاص در مقایسه با مقدار آن در سال پایه. در سطح کلان، افزایش تولید ناخالص ملی (GNP) یا تولید ناخالص داخلی (GDP) در سال مورد نیاز به نسبت مقدار آن در یک سال پایه، رشد اقتصادی محسوب می‌شود که باید برای دستیابی به عدد رشد واقعی، تغییر قیمت‌ها (بخاطر تورم) و استهلاک تجهیزات و کالاهای سرمایه‌ای را نیز ازآن کسر نمود.

رقابت پذیری: قابلیترقابت یکواحد یاسازمان درفرآیند تولیدمحصولات و حصولبه اهدافبازار را گویند.

ستانده: ستانده هر واحد تولیدی، مجمــوع کالاهـــا و خدماتی است که در آن واحــد تولیــد می‌شود و برای استفاده در دسترس متقاضیان قرار می‌گیرد. سهمی از کالاها و خدمات که تا پایان دوره حسابداری به صورت ناتمام یا کار در جریان ساخت باقی مانده باشد، جزو ستانده واحد به حساب می‌آید. کالاها و خدماتی که در یک واحد در دوره حسابداری معین تولید و در همان دوره در دیگر فرایندهای تولیـــد آن واحد مصرف می‌شود، جزو ستانده آن واحد منظور نمی‌گردد.

سرمایه: عبارت است از مجموعهدارایی هایی کهدر تولیداستفاده میشوند مانندماشین آلات و تجهیزات.

سرمایه گذاری: عبارت است از دراختیار گذاشتنامکانات مناسببرای تأمینسرمایه های تولید

عرضه کل: عرضه کل، از مجموع ستانده کل، واردات کالاها و خدمات و خالص مالیات بر واردات نتیجه می‌شود.

کالاها: اشیایی فیزیکی هستند که برای آن‌ها تقاضا و امکان ایجاد حق مالکیت وجود دارد و مالکیت آن‌ها می‌تواند از طریق مبادله در بازار، از یـک واحـد نهـادی بـه واحد نهـادی دیگر منتقل شود.

کالاهای همگن: کالاها و خدماتی که از نظر مصرف کنندگان ویژگی یکسانی داشته باشد.

کالاهای واسطه ای: کالاهایی که در تولید دیگر کالاها به کار می روند.

کالای خصوصی: کالایی که مصرف آن با رقابت همراه باشد و تولید کننده و مصرف کننده آن بر پایه کنار نهادن دیگر رقبا عمل کنند. ویژگی نخست این کالاها آن است که مصرف کالای خصوصی از سوی یک فرد، موجب کاهش مقدار قابل مصرف آن از سوی دیگران می شود و تولید آن به معنای محدود کردن مصرف برای افرادی است که حاضر به پرداخت قیمت آن هستند.

کالای عمومی: در مفهوم اقتصادی به کالا یا خدمتی اطلاق می گردد که از طرف دولت به رایگان در دسترس مردم قرار می گیرد. مانند پارک ها، کتابخانه ها، موزه های عمومی، آموزش و پرورش رایگان و نظایر آن.

مبادله پایاپای (تهاتری): مبادله مستقیم کالاها با یکدیگر بدون استفاده از پول.

مزیت نسبی: قبلاً تعریف اقتصادی این مفهوم بصورت: قابلیت و توانایی برتر در عرضة محصول،مورد استفاده قرارمی گرفت. اماامروزه ازمنظر صنعتی به مزیتهایی که دراثر کارعوامل انسانی یافناوری حاصل نشده باشند(ناشیاز منابعطبیعی) اطلاق می گردد.

مصرف کننده: هر عامل اقتصادی که کالاها و خدمات نهایی را مورد استفاده قرار دهد.

یارانه (سوبسید): یارانه، پرداخت‌های جاری و بلاعوض واحدهای دولتی به بنگاه‌های اقتصادی است که بر اساس میزان فعالیت‌های تولیدی آن‌ها و یا مقدار یا ارزش کالاها یا خدمات تولید شده، فروخته شده یا وارد شده توسط آن‌ها، تعیین می‌شود. یارانه ممکن اسـت بر تولیدات داخلی یا بر کالاهای وارد شده نیز تعلق گیرد.  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اشتغال

 فهرست کلی

40.  فعالیت اقتصادی یا کار

41.  جمعیت فعال از نظر اقتصادی

42.  جمعیت غیر فعال از نظر اقتصادی

43.  شاغل

44.  بیـکار(جـویای کار)

45.  محصل

46.  خانه دار

47.  خانوار

48.  دارای درآمد بدون کار

49.  میزان اشتغال

50.  میزان بیکاری

51.  بار تکفل

اشتغال

فعالیت اقتصادی یا کار: عبارت از هر فعالیت فکری یا بدنی است که قانوناً مجاز باشد و به منظور کسب درآمد  (نقدی و یا غیر نقدی) صورت گیرد.

جمعیت فعال از نظر اقتصادی: تمامی اعضای10 ساله و بیش تر خانوارها که در هفت روز قبل از مراجعه مأمور آمارگیر شاغل و یا بیکار (جویای کار) بوده‌اند، جمعیت فعال از نظر اقتصادی به شمار می‌آیند.

جمعیت غیر فعال از نظر اقتصادی: تمامی اعضای 10 ساله و  بیش‌تر خانوارها که در هفت روز گذشته (قبل از مراجعه مأمور آمارگیری، شاغل و یا بیکار (جویای کار) نبوده‌اند، به عنوان جمعیت غیرفعال از نظر اقتصادی ‌محسوب می‌شوند و در یکی‌از گروههای ‌محصل، خانه‌دار، دارای درآمد بدون کار و سایر قرار می‌گیرند.

شاغل: کلیه کسانی که در هفت روز گذشته قبل از مراجعه مأمور آمارگیری به کار اشتغال داشته‌اند و یا شاغل بوده و به عللی (از قبیل بیماری یا مرخصی و ...) کار نکرده‌اند، شاغل محسوب می‌شوند. برای دقت در کاربرد این تعریف، در سرشماری‌های عمومی نفوس و مسکن سالهای  1345 و 1355  افرادی که در هفته 8 ساعت و  بیش‌تر کار کرده‌اند، شاغل منظور شده‌اند. ولی در سرشماری‌های عمومی نفوس و مسکن 1365 و 1375،  آمارگیری جاری جمعیت 1370 و آمارگیری از ویژگی‌های اشتغال و بیکاری خانوار سالهای 1376 لغایت 1382، کسانی که در هفت روز قبل از مراجعه مأمور آمارگیر حداقل 2 روز کار کرده‌اند، شاغل به حساب آمده‌اند. همچنین در سرشماری‌های عمومی نفوس و مسکن 1365 و 1375، آمارگیری جاری جمعیت 1370 و  آمارگیری از ویژگی‌های اشتغال و بیکاری خانوار سالهای1376 لغایت 1382 کسانی که دارای شغلی هستند ولی در هفت روز قبل از مراجعه مأمور آمارگیر به اقتضای فصل و ماهیت فصلی کار خود، کار نکرده‌اند (بیکاران فصلی). البته مشروط بر آن که در جستجوی کار دیگری هم نبوده باشند، شاغل محسوب شده‌اند. ضمناً قابل ذکراست که سؤال‌های مربوط به شاغلان در سرشماری‌های1335، 1345،1355 و 1375، آمارگیری جاری جمعیت 1370 و  آمارگیری از ویژگی‌های اشتغال و بیکاری خانوار سالهای 1376 لغایت 1382،  از افراد 10 ساله و بیش‌تر و در سرشماری 1365، از افراد 6 ساله و بیش‌تر پرسش شده است. در تمامی آمارگیری‌های مذکور، افرادی که در هنگام سرشماری به انجام خدمت وظیفه عمومی مشغول بوده‌اند، در شمار شاغلان به حساب آمده‌اند.

بیـکار(جـویای کار): کسـانی کـه شـاغل محسوب نمی‌شوند و در هفت روز قبل از مراجعه مأمور آمارگیر و در جستجوی کار بوده‌اند، در این گروه قرار می‌گیرند. کسانی هم که در هفت روز قبل از مراجعه مأمور آمارگیر به اقتضای فصل و یا ماهیت فصلی کار قبلی خود، بیکار بوده‌اند، چنانچه در جستجوی کار دیگری باشند بیکار تلقی شده و در شمار بیکاران منظور شده‌اند.

محصل: کسانی‌که‌شاغل‌یا بیکار (جویای کار) محسوب نمی‌شوند و در هفت روز قبل از مراجعه مأمور آمارگیر در حال تحصیل بوده‌اند، محصل به حساب می‌آیند.

خانه‌دار: در سرشماری‌های 1335، 1345 و 1355، تمامی زنانی که در هفت روز گذشته قبل از مراجعه مأمور آمارگیری شاغل یا بیکار (جویای کار) نبوده و به خانه‌داری (در منزل خود) مشغول بوده‌اند، خانه‌دار منظور شده‌اند. در سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1365 و 1375 و آمارگیری از ویژگی‌های اشتغال و بیکاری خانوار سالهای 1376  لغایت 1382، تمامی زنان و مردانی که در هفت روز گذشته، شاغل، بیکار (جویای کار) و محصل نبوده و به خانه‌داری مشغول بوده‌اند، خانه‌دار منظور شده‌اند. در آمارگیری جاری جمعیت 1370، تمامی زنان و مردانی که در هفت روز گذشته، شاغل، بیکار (جویای کار) محصل و بازنشسته نبوده و به خانه‌داری مشغول بوده‌اند، خانه‌دار منظور شده‌اند.

خانوار: خانوار از چند نفر تشکیل‌ می‌شود که‌ با هم‌ در یک ‌‌اقامتگاه‌ زندگی ‌می‌کنند، با یکدیگر هم خرج ‌هستند و معمولاً باهم‌ غذا می‌خورند. فردی‌ که‌ به‌ تنهایی‌ زندگی‌ می‌کند نیز خانوار تلقی‌‌ می‌‌شود.

دارای درآمد بدون کار: کسانی که شاغل، بیکار (جویای کار)، محصل و خانه‌دار محسوب نمی‌شوندو درآمدهـای مستمـری مانند حقوق بـازنشستگی، حقوق وظیفه، درآمد املاک و مستغلات، سود سهام و... دارند، دارای درآمد بدون کار محسوب می‌شوند.

میزان اشتغال: عبارت از نسبت تعداد شاغلان 10 ساله و بیش‌تر به جمعیت فعال 10 ساله و بیش‌تر (شاغل و بیکار) ضرب در 100، می‌باشد.

میزان بیکاری: عبارت از نسبت تعداد بیکاران (جویندگان کار) 10ساله و بیش‌تر به جمعیت فعال 10ساله و بیش‌تر (شاغل و  بیکار) ضرب در 100 می‌باشد.

بارتکفل: معرف سنگینی هزینه زیست بخش غیر فعال جمعیت به بخش فعال است و از تقسیم جمعیت غیر فعال به فعال بدست می آید.

 

 

 

 

صنعت

 فهرست کلی

52.  فناوری

53.  فناوری منبع گرا (RB)

54.  فناوری ساده (LT)

55.  فناوری متوسط (MT)

56.  فناوری پیشرفته(HI)

57.  خوشه های صنعتی

58.  صنایع سرمایه ای

59.  صنایع مصرفی با دوام

60.  صنایع مصرفی کم دوام

61.  صنایع واسطه ای

62.  کارگاه صنعتی

63.  صنایع کوچک و متوسط

64.  معدن

 

 

 صنعت و معدن

 صنعت : صنعت توانایی تولیدمناسب محصولات مورد نیاز بامشخصات مطلوب و به مقدار مناسب می باشد.نتیجة فرآیندساخت و تولیدمحصول است که به دو شکل کالا و خدمات (فیزیکی و غیرفیزیکی) عرضه می شود. فرآیندهای اصلی صنعت شامل مهندسی، تأمین،ساخت و تولیدو عرضه بوده و منابع مورد نیاز صنعت را انسان (مدیرو مجری / کارگر)، فناوری (دانش فنی = روشهاو ابزارها)،انرژی و مواد اولیه )طبیعی وساخته شده ) تشکیل می دهند. صنعت ازعوامل استاندارد،بهره وری و نوآوری تأثیر عمده می پذیردو برای ارزیابی هرحوزه صنعت،اساسی ترین شاخصها، کیفیت و قیمت (محصول) می باشند.

فناوری: فناوری یاتکنولوژی مجموعهای ازدانش بشریاست کهدر تولیدمورد استفاده قرار می گیردو لذا عامل اصلی یااصطلاحاً مادرصنعت نیز فناوری میباشد .مسیر شناخته شدةتوسعة پایدار اقتصادی کشورها، از فرایند صنعتی شدن می گذرد.همین امرتوجه زیربنایی به فناوری را درحوزه مدیریت استراتژیک توسعه کشور ضروری میسازد. تولیدهر محصول (کالایا خدمات)دارای اهداف اقتصادی است و رویکردصنعتی به تولید، سبب افزایش کارآیی آن می گردد.طبیعتاً فناوری بنابر مقتضیات صنعتی،در راستای رفع نیازهای گسترده انسانهاگام برمیدارد، زیرااهداف اقتصادی جهت گیری آنرا تعیین مینمایند. بنابراین فناوری:

  • از نظر وجودی از سنخ و گونة دانش است.
  • از نظر ماهیتی اساساً چگونگی را بررسی می کند و چرایی را مورد توجه قرار نمی دهد.
  • از نظر رفتاری بیشتر تابع اهداف اقتصادی است و مسیر توسعة آن را نیازهای بشری ترسیم  می کند.
  • از نظر ساختاری یکی از منابع تولید بوده و در محوطه ای بین دانش و اقتصاد قرار دارد و خود دارای ارزش اقتصادی است.

فناوری منبع گرا (RB): محصولات این فرآیند تولید، عموماً ساده و کاربر هستند. نظیر غذاهای ساده یا چرم. مزیت رقابتی در این نوع محصولات معمولاً از وجود منابع طبیعی محلی یا موجود در یک کشور ناشی می گردد. فرآیندهایی همچون پالایش نفت یا تولید مدرن مواد غذایی که ممکن است سرمایه بر بوده یا به فناوری ها و مهارت های پیشرفته احتیاج داشته باشند نیز در زمره این گروه می گنجند.

فناوری ساده (LT): در این نوع فرآیند تولید، محصولات باثبات تولید می شوند. فناوری ها در درجه اول، درون تجهیزات سرمایه ای تولید قرار دارند. بخشی از این محصولات احتیاج به مهارت های کاری نسبتاً ساده دارند. بسیاری از محصولاتی که مبادله می شوند یکسان هستند و رقابت روی قیمت آنها است. برای این گونه محصولات هزینه نیروی انسانی عامل مهمی در ایجاد مزیت رقابتی است. مقیاس اقتصادی و موانع ورود این گونه محصولات، معمولاً پائین است. بازار آنها به آرامی رشد می کند و تقاضای آنها نسبت به تغییرات درآمدی حساسیت کمی دارد. صنایع نساجی، پوشاک و کفش از جمله صنایع بهره مند از این گونه فناوری ها هستند.

فناوری متوسط (MT): محصولات این فرآیند تولید، که مهارت و فن آوری های حساس به مقیاس، در کالاهای سرمایه ای و محصولات واسطه ای آنها تعیین کننده است، بخش اعظمی از فعالیت های صنعتی در اقتصادهای پیشرفته را تشکیل می دهند. این محصولات احتیاج به سطح نسبتاً بالای تحقیق و توسعه، مهارت های پیشرفته و دوره یادگیری طولانی دارند. زیرگروهی از این دسته محصولات که به رشته های مهندسی و خودروسازی مربوط می باشد نیازمند ارتباطات قوی بین دستگاههای مختلف است تا کارایی لازم را داشته باشد. صنایع شیمیایی و فلزات پایه از جمله صنایع بهره مند از فناوری های متوسط هستند.

فناوری پیشرفته (HI): این دسته از محصولات، احتیاج به فناوری های پیشرفته و انعطاف پذیر، هزینه های تحقیق و توسعه زیاد و تاکید فراوان به طراحی محصول دارند. همچنین به زیر ساخت های مکفی فناوری، نیروی انسانی بسیار متخصص و ارتباط قوی بین بنگاهها از یک سو و بین بنگاهها و مراکز تحقیقاتی و دانشگاهها از سوی دیگر نیاز دارند.

خوشه های صنعتی: به مجموعهای ازواحدهای صنعتیکه درزمینة صنعتمشخصی همکاریمی نمایندهمراه باواحدهای پشتیبانیو حمایتیمورد نیازآنها اطلاق می گردد.

صنایع سرمایه ای: صنایعیهستند که محصولاتآنها دردیگر صنایعبه عنوانوسایل و تجهیزاتتولید (سرمایة واقعی) استفادهمی شوند.

صنایع مصرفی با دوام: صنایعیهستند که محصولاتآنها درمدتی طولانی (بیشاز یکدوره گردشمالی) استفاده می شوند.

صنایع مصرفی کم دوام: صنایعیکه محصولاتآنها درمدتی کوتاه (کمتراز یکدوره گردشمالی) استفاده می شوند.

صنایع واسطه ای: صنایعیکه محصولاتآنها دردیگر صنایعبه عنوانمواد اولیهتولید، استفادهمی شوند.

کارگاه‌ صنعتی‌: مکان‌ ثابتی‌ است‌که‌ در آن‌ مجموعه‌ ای‌ از سرمایه‌ و نیروی‌ کار به‌ منظور تولید یک ‌یا چند محصول‌ صنعتی‌ به‌ کار گرفته‌ شده‌ است‌.  

صنایع کوچک و متوسط: به صنایعی اطلاق می گردد که به صورت مستقل اداره و مدیریت می شوند و بنا به تعریف، تعداد کارکنان، میزان سرمایه، حجم دارایی کل، حجم فروش یا ظرفیت تولید آنها چندان بالانیست. لذا شرکتهایی که به عنوان شعبه ای از یک شرکت بزرگ فعالیت می کنند، در این تعریف نمی گنجند.

معدن: معدن، مجموعه‌ای از کانسار، ماشین‌آلات، تأسیسات،‌ تسهیلات و سایر عوامل است که به منظور تجهیز و آماده سازی، استخراج، کانه آرایی یا فرآوری ماده معدنی فراهم شده است.

 

 

 

   حمل و نقل و ارتباطات

 فهرست کلی

65.  ترانزیت (Transit)

66.  محور

67.  معاوضه پایاپای ارزی (Swap)

68.  بارنامه:

69.  پایانه مرزی

70. ضریب نفوذ تلفن

 حمل و نقل و ارتباطات

ترانزیت (Transit): عبارتست از عبور مسافر یا کالا یا وسیله از قلمرو جمهوری اسلامی ایران، به طوریکه مبدا و مقصد سفر، خارج از کشور باشد. به عبارتی به ورود کالا از یک مرز کشور طبق مقررات به مقصد عبور از کشور و خروج از مرز دیگر کشور، ترانزیت گفته می شود.

محور: راه ارتباطی یک طرفه میان دو نقطه انتخاب شده می باشد.

معاوضه پایاپای ارزی (Swap): اصطلاح بورس اوراق بهادار و بازار ارز است و به نوعی معامله ارزی اشاره دارد که در آن یک معامله نقد و یک معامله سلف همزمان صورت می گیرد. هدف چنین اقدامی مصونیت در برابر نوسانهای نامساعد نرخ ارز است. این واژه در بخش حمل و نقل عموماً به کالاهای نفتی اطلاق می شود که در بنادر شمالی تخلیه و معادل آن از سایر مرزهای کشور به خارج ترانزیت می شود.

بارنامه: برگ بهاداری است کاشف حقوق مالکیت، که مشخصات بار، وسیله نقلیه، راننده و.... در آن نوشته می شود. طرح آن توسط سازمان حمل و نقل و پایانه ها تهیه و از طریق وزارت امور اقتصادی و دارایی چاپ و به منظور حمل و نقل کالا در اختیار شرکتها و موسسات حمل و نقل بار قرار می گیرد.

پایانه مرزی: مبادی ورودی و خروجی مجاز زمینی کشور است که سازمان های مربوطه جهت اعمال قوانین و مقررات و نیز انجام تشریفات قانونی ورود و خروج کالا یا مسافر و وسیله نقلیه در آن استقرار دارند.

ضریب نفوذ تلفن: عبارتست از تعداد تلفن های ثابت یا همراه در مقیاس جمعیت کشور یا استان.

 

 

  

انرژی

 فهرست کلی

71.  قرارداد BOT (ساخت, بهره برداری, انتقال)

72.  قرارداد BOO (ساخت, بهره برداری و مالکیت)

73.  بیع متقابل (Buy Back)

74.  فعالیت های بالادستی (Upstream operation)

75.  فعالیت های پائین دستی

76.  میدان های عظیم نفتی

77.  میدان های فوق عظیم نفتی

78.  نفت خام سبک – سنگین

79.  نفت خام ترش و شیرین

80.  ذخایر استراتژیک نفت (SPR)

81.  ذخایر اثبات شده

82.  بازار مبادلات نقدی نفت خام

83.  شدت انرژی

84.  BTU (بی تی یو) British Thermal Unit 

انرژی   

قرارداد BOT (ساخت ، بهره برداری، انتقال): در این روش امتیاز ساخت و بهره برداری تاسیسات زیربنایی(که غالبا توسط دولت ساخته و بهره برداری می گردد) به یک شرکت خصوصی داده می شود. شرکت خصوصی در این روش مسئول تامین مالی و طراحی پروژه است و در انتهای دوره امتیاز و پس از بازپرداخت هزینه های سرمایه گذاری، مالکیت پروژه به کشور میزبان واگذار می شود. لازم به ذکر است دوره امتیاز با توجه به زمان مورد نیاز برای بازپرداخت بدهی شرکت و بازگشت سرمایه با نرخ معقول تعیین می گردد.

قرارداد BOO (ساخت، بهره برداری و مالکیت): در این روش دولت تنها نقش مشوق را خواهد داشت. در واقع دولت از لحاظ مباحث سرمایه گذاری و توجیه طرح مسولیتی را نمی پذیرد.

بیع متقابل (BackBuy): یکی از انواع قراردادهای خدمت تلقی می گردد .دراین حالت شرکت سرمایه گذار کلیه وجوه سرمایه گذاری چون خرید، نصب تجهیزات، راه اندازی و انتقال تکنولوژی را بر عهده گرفته و پس از راه اندازی به کشور میزبان واگذار می کند. بازگشت سرمایه و همچنین سود سرمایه شرکت سرمایه گذار از طریق دریافت محصولات تولیدی و پس از راه اندازی طرح صورت می گیرد.

فعالیت های بالادستی (operationUpstream): شامل اکتشاف، مطالعه مخازن، تولید  و حمل نفت خام یا گاز طبیعی به پالایشگاه می شود.

فعالیت های پائین دستی:  از آغاز پالایش نفت خام شروع می شود و مراحل مختلف پالایش، حمل فرآورده ها، توزیع، بازاریابی و فروش آن را در بر می گیرد.

میدان های عظیم نفتی: میدانهایی است که ذخایر نهایی آنها بیش از 500 میلیون بشکه باشد.

میدانهای فوق عظیم نفتی:  میدان هایی است که ذخایر نهایی آنها بیش از 10 میلیارد بشکه است.

نفت خام سبک- سنگین: نفت خام از هیدرو کربورها تشکیل شده است که متشکل از عناصر کربن و هیدورژن است. ترکیب این دو عنصر به طرق مختلف صورت می گیرد ولی توجه مشترک تمام ترکیبات این است که از سوختن آنها دی اکسید کربن و آب تولید می شود. هیدروکربورهای کوچک تر و سبک تر از طریق تقطیر ساده که در پالایشگاه ها انجام می شود قابل جداسازی است به این دسته از نفت های خام اصطلاحاً نفت خام سبک می گویند که در مقابل نفت خام سنگین قرار می گیرد. نفت خام سبک قاعدتاً گران تر از نفت خام سنگین است زیرا فرآورده های ارزشمندتری را می توان از آن بدست آورد.

نفت خام ترش و شیرین: نفت خام ترش سولفور بیشتری دارد و API آن کمتر است و سهم فرآورده های سنگین تر (مانند نفت کوره) که در فرآیند پالایش از آن بدست می آید، بیشتر خواهد بود. نفت خام شیرین به نسبت سولفور کمتری دارد و API آن بالاتر است و در پالایش آن می توان مقدار بیشتری فرآورده های سبک تر و با ارزش تر چون بنزین و نفت سفید و گازوئیل بدست آورد.

 

ذخایر استراتژیک نفت (SPR(Strategic Petroleum Reserves          

ذخایر استراتژیک نفت ذخایری است که اجازه استفاده از آن هنگامی صادر می شود که عرضه مستمر نفت خام به دلایل سیاسی یا نظامی با اختلال مواجه شده باشد. بدین سبب، در شرایط عادی معمولاً نمی توان از ذخایر استراتژیک برای مدیریت قیمت نفت در بازار استفاده کرد.

ذخایر اثبات شده Proven Reserve    

            حجمی از هیدروکربورها که به کمک دانش فنی موجود و با توجه به وضعیت اقتصادی و قیمتها و هزینه های فعلی قابل بازیافت است.

 بازار مبادلات نقدی نفت خام Crude Oil Spot Markets                                 
در بازار جهانی نفت، درصد قابل توجهی نفت خام توسط تولید کنندگان مستقیماً به پالایشگرها و یا سایر متقاضیان با قیمت های رسمی فروخته می شود. این گونه قراردادها معمولاً برای یک ماه تا یک سال منعقد می شود که امکان تمدید آنها وجود دارد. قیمت گذاری در بازارهای اسپات بر اساس قیمت نفت های انجام می شود مهم ترین نفت های خام شاخص عبارت است از مخلوط برنت دریای شمال (برنت و وست تگزاس اینترمدیت) و دبی.

شدت انرژی: انرژی مورد نیاز برای تولید مقدار معینی از کالاها و خدمات که بر حسب عرضه انرژی اولیه و یا مصرف نهایی انرژی محاسبه می شود.

BTU ( بی تی یو) British Thermal Unit: یکی از واحدهای اندازه گیری دما و مقدار حرارتی است که دمای یک پوند آب ( 69243/453 گرم) را یک درجه فارنهایت بالا می برد و معمولاً برای ارزیابی سوخت ها از این واحد حرارتی استفاده می شود.

 

 

بودجه

 فهرست کلی

85.  تعریف قانونی بودجه

86.  درآمد عمومی

87.  درآمد اختصاصی

88.  دریافت های دولت

89.  واگذاری دارایی های مالی

90.  درآمد شرکتهای دولتی

91.  بودجه اقتصادی

92.  متمم بودجه

93.  بودجه ریزی

94.  اعتبار طرحهای تملک دارایی‌های سرمایه‌ای

95.  بودجه ریزی متداول(سنتی)

96.  بودجه ریزی افزایشی بودجه ریزی برنامه ای

97.  بودجه ریزی عملیاتی

98.  بودجه ریزی بر مبنای صفر

99.  تامین اعتبار

100.  فعالیت

101.  بودجه ریزی بر مبنای فعالیت

102.  بودجه ریزی بر مبنای عملکرد

103. وجوه اداره شده

104. ارزش خالص

105. اعتبارات هزینه ای

106. دارایی های سرمایه ای

107. دارایی های تولید نشده

108. دارایی ثابت

بودجه

تعریف قانونی بودجه : بودجه کل کشور برنامه مالی است که برای یکسال مالی تهیه می گردد و حاوی پیش بینی درآمدها و سایر منابع تامین اعتبار و برآورد هزینه­ها برای انجام عملیاتی است که منجر به نیل به سیاستها و هدفهای قانونی می شود.

درآمد عمومی: عبارت است از درآمدهای وزارتخانه ها و موسسات دولتی و مالیات سود سهام شرکتهای دولتی و درامد حاصل از انحصارات و مالکیت دولت و سایر درامدهایی که در قانون بودجه کل کشور تحت عنوان درامد عمومی منظور می شود از جمله مالیاتها،جرائم و خسارات.

درآمد اختصاصی: درآمدهایی که به موجب قانون برای مصرف یا مصارف خاصی در بودجه کل کشور تحت عنوان درآمد اختصاصی منظور می گردد.

   دریافت های دولت : کلیه وجوهی که تحت عنوان درامد عمومی،درآمد اختصاصی،درآمد شرکتهای دولتی،واگذاری دارایی های سرمایه ای و مالی و سپرده ها و سایر وجوهی که به موجب قانون باید در حساب های خزانه داری کل متمرکز شود.

 واگذاری دارایی های مالی: منابعی که تحت عنوان وام،انتشار اوراق قرضه،برگشتی از پرداخت های سالهای قبل و عناوین مشابه در قانون بودجه کل کشور پیش بینی می شوند و ماهیت درآمدی ندارند.

  درآمد شرکتهای دولتی: درآمدهایی که در قبال ارائه خدمت و یا فروش کالا و سایر فعالیتهایی که شرکت های مذکور به موجب قوانین و مقررات مجاز به انجام انها هستندو عاید آن شرکتها می گردد.

 بودجه اقتصادی: گنجاندن بودجه هزینه و درآمددولت در حسابهای ملی و فراهم آوردن چارچوب تهیه بودجه عمومی دولت و همزمان بررسی تاثیرات متغیرهای بودجه بخش عمومی در متغییرهای اقتصادی و بررسی اثر واقعی اصلاح یا رفرم(به معنای تغییر متغیرهای بودجه ای).

متمم بودجه : اگر ضرورت ایجاب کند که طی سال مالی تغییرات محسوسی در بودجه اعتبارت هزینه ای و تملک دارایی های سرمایه ای به عمل آید به طوری که از طریق اصلاحیه بودجه امکان پذیر نباشد دولت متمم بودجه را تهیه و تقدیم مجلس می کند.

 بودجه ریزی: تقسیم منابع مالی بین برنامه های مختلف به منظور دستیابی به اهداف مشخص است.

  اعتبار طرحهای تملک دارایی‌های سرمایه‌ای: منظور اعتبار مجموعه عملیات خدمات مشخصی است که براساس مطالعات توجیهی، فنی و اقتصادی و اجتماعی که توسط دستگاه اجرائی انجام می‌شود طی مدت معین و با اعتبار معین برای تحقق بخشیدن به هدفهای برنامه توسعه پنج‌ساله به صورت سرمایه‌گذاری ثابت یا مطالعه برای ایجاد دارایی سرمایه‌ای اجراء می‌گردد و منابع موردنیاز اجرای آن ازمحل اعتبارات مربوط به تملک دارایی‌های سرمایه‌ای تأمین می‌شود و به دو نوع انتفاعی و غیرانتفاعی تقسیم می‌گردد.

بودجه ریزی متداول(سنتی): در بودجه ریزی متداول هدف ها و تاکیدات صرفا معطوف به ابزارهای مالی و حسابداری دریافتها و پرداخت های بخش دولتی است و توزیع اعتبارت منحصرا به دستگاه- مواد هزینه منتهی می گردد.

 بودجه ریزی افزایشی: در این سبک حجم عملیات دستگاه ثابت فرض می شود و افزایش یا کاهش هزینه ها در برابر حجم عملیات ثابت مقایسه وبرآورد می گرددکه به نگهداشت سطح عملیات موسوم است.

بودجه ریزی برنامه ای: عملیات سازمان به شکل برنامه-کار تنظیم می شود و برای هر برنامه- کار اعتبار منظور می گردد.

  بودجه ریزی عملیاتی: این نوع بودجه ریزی منابع را بر مبنای نیل به نتایج مشخص و قابل سنجش تخصیص می دهد.

  بودجه ریزی بر مبنای صفر: برنامه ای عملیاتی و نوعی فرایند بودجه ای است که مدیران را ملزم می سازد که درخواست بودجه شان را به نحوی کامل،مشروح و مستدل از پایه صفر توجیه کنند و مسئول اثبات این امر باشند که هر مبلغ را چرا به مصرف می رسانند.

تامین اعتبار: عبارت است از اختصاص دادن تمام یا قسمتی از اعتبار مصوب برای هزینه معین.

فعالیت: منظور یک سلسله عملیات و خدمات مشخص است که برای تحقق بخشیدن به هدفهای سالانه برنامه طی یک سال اجرا می­شود و منابع مورد نیاز آن از محل اعتبارات مربوط به هزینه­ تامین می­گردد.

بودجه ریزی بر مبنای فعالیت: یکی از ابزارهای مدیریتی برای ایجاد توانایی در تعیین هزینه های واقعی در خصوص تولید یک محصول یا خدمت هزینه یابی فعالیت است که رویکرد جدیدی را به حسابداری و بودجه ریزی ارائه نموده است که پایه اصلی بودجه ریزی بر مبنای فعالیت است.

بودجه ریزی بر مبنای عملکرد: مشتمل است بر برنامه ریزی و ارزشیابی که بر رابطه میان بودجه تخصیص داده شده و نتایج مورد انتظار تاکید دارد.

وجوه اداره شده: اعتباراتی  است که طی قرادادهای منعقد شده با بانکهای عامل در اختیار آنها قرار می­گیرد تا با نظارت دولت برای سرمایه­گذاری در جهت اهداف قوانین برنامه­های توسعه و بودجه به صورت تسهیلات در اختیار اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی قرار دهند.

  ارزش خالص: ارزش کل دارایی­ها منهای ارزش کل بدهی­های بخش دولتی است.

 اعتبارات هزینه­ای: منظور اعتبار آن دسته از داد وستدهای بخش دولتی است که ارزش خالص را کاهش می­دهد.

دارایی­های سرمایه­ای: منظور دارایی­های تولید شده یا تولید نشده­ای است که طی مدت بیش از یکسال در فرآیند تولید کالاها و خدمات بکار می­رود.

دارایی­های تولید نشده: منظور دارایی­های مورد نیاز تولید است که خودشان تولید نشده­اند (مانند زمین و ذخایر معدنی)

دارایی ثابت: دارایی­های تولید شده­ای است که طی مدت بیش از یکسال بطور مکرر و مستمر در فرآیند تولید بکار می­رود.

 

 

مالیات

 فهرست کلی

109.  مالیات TAX

110.  TAXSTION

111. در آمد مالیاتی

112. مالیات مستقیم Direct Tax

113. مالیات بر درآمد Income Tax

114. مالیات بر دارایی Property Tax

115. مالیات غیرمستقیم Indirect Tax

116. مالیات بر کالاها و خدمات

117. پرونده های مالیاتی

118. پرونده فعال مالیاتی

119. اظهارنامه مالیاتی ReturnTax

120. مؤدی مالیاتی Taxpayer

121. مالیات بر واردات

122. مالیات حقوق Salary Tax

123. مالیات بر شرکتها

124. مالیات مشاغل

125. مالیات مستغلات

126. مالیات بر ثروت Wealth Tax

127. مالیات اتفاقی

128. مالیات بر ارثInheritance Tax

129. مالیات نقل و انتقال سرقفلی

130. عوارض خروج از کشور Departure Tax

131. بار مالیات Tax Burden

132. پایه مالیات Tax Base

133. دوره مالیاتی Taxable Period

134. فرار مالیاتی Tax Evasion

135. مالیات بر ارزش افزوده Value Added Tax (VAT)

136. مالیات بر سود Profits Tax

137. مالیات بر فروش Sales Tax

138. مالیات بر مصرف Consumption Tax

139. مفاصای مالیاتی Tax Clearance Certificate

140. نرخ مالیاتی Tax Rate

  مالیات

مالیات TAX: عبارت است از پرداختهای اجباری و بلاعوض اشخاص حقیقی و حقوقی به دولت که مطابق قانون و در جهت اعمال حاکمیت و تأمین مصارف عمومی صورت می گیرد.

Taxation            : مالیات بندی، وضع مالیات.

درآمد مالیاتی Tax Income: یکی از منابع تأمین درآمد دولت است که تحت عنوان مالیات و طبق قوانین وصول و با عناوین اصلی مستقیم و غیرمستقیم طبقه بندی می شود.

             مالیات مستقیم Direct Tax: مالیاتی است که بر درآمد و دارایی اشخاص وضع می شود و قابلیت انتقال به اشخاص دیگر را ندارد و از درآمد، منافع فروش دارایی های سرمایه ای و ارزش ویژه دارایی اخذ می گردند. مالیات بر هدایا، مالیات بر ارث و وصیت و مالیات بر دارایی نیز مالیات های مستقیم به شمار می روند.

مالیات بر درآمد Income Tax: مالیاتی است که طبق قانون بر عواید اشخاص وضع می­شود. از قبیل مالیات بر درآمدهای املاک، کشاورزی، حقوق، مشاغل، اشخاص حقوقی، اتفاقی و... نرخ مالیات بر درآمد ممکن است تصاعدی باشد، به نحوی که با افزایش درآمد مالیات نیز اضافه شود. حالت دیگر وضع مالیات بر درآمد به نرخ مقطوع است.

  مالیات بر دارایی Property Tax: مالیاتی است که طبق قانون بر دارایی اشخاص وضع می شود. مالیات بر دارایی ممکن است در مورد اموال منقول یا غیرمنقول و یا هر دوی آنها تعیین گردد.

مالیات غیرمستقیم Indirect Tax: مالیاتهایی است که بر تولید، واردات، مصرف و فروش کالاها و خدمات وضع می شود و قابلیت انتقال به اشخاص دیگر را دارند. نمونه های آن عبارتند از مالیات بر ارزش افزوده، مالیات بر فروش، حق تمبر، مالیات بر خدمات، مالیات ثبت و مالیات معاملات

 مالیات بر کالاها و خدمات: مالیاتی است که طبق قانون بر تولید، فروش و مصرف برخی از کالاها و خدمات وضع می شود.

پرونده های مالیاتی: عبارتست از مجموعه اسناد و مدارک مرتبط با فعالیتها و فرآیندهای مالیاتی مؤدی که نزد مراجع مالیاتی ذیربط می باشد.

پرونده فعال مالیاتی: پرونده مالیاتی است که در یکی از مراحل رسیدگی، دادرسی و یا وصول مالیات می باشد.

اظهارنامه مالیاتی Return Tax: فرم خاصی است که مؤدی مالیاتی مشخصات و اطلاعات مربوطه خود و نیز اطلاعات مربوط به فعالیت و یا منبع مشمول مالیات را در یک دوره زمانی مشخص و یا مقطع تحقق مالیات در آن درج و به مراجع ذیربط تسلیم می نماید.

 مؤدی مالیاتی Taxpayer: به هر شخص حقیقی یا حقوقی اطلاق می شود که مطابق قانون فعالیت و یا دارایی او مشمول مالیات است.

  مالیات بر واردات: شامل حقوق ورودی (حقوق پایه و سود بازرگانی) و کلیه عوارضی است که بر اساس قوانین و مقررات از واردکنندگان کالا دریافت می گردد.

 مالیات بر شرکتها: مالیاتی است که طبق قانون بر فعالیتهای اشخاص حقوقی وضع می گردد.

مالیات حقوق Salary Tax: مالیاتی است که طبق قانون بر درآمدی که شخص حقیقی در قبال تسلیم نیروی کار خود در خدمت شخص دیگر تحصیل می نماید، وضع می گردد.

مالیات مشاغل: مالیاتی است که به موجب قانون بر درآمد شغلی اشخاص حقیقی وضع می­گردد.

مالیات مستغلات: مالیاتی است که طبق قانون بر درآمد شخصی ناشی از واگذاری حقوق خود نسبت به املاک وضع می گردد.

مالیات بر ثروت Wealth Tax: مالیاتی است که به موجب ثروت یا دارائی اشخاص وضع می­گردد.

 مالیات اتفاقی: مالیاتی است که طبق قانون بر آن بخش از درآمد اشخاص که به صورت بلاعوض و یا از طریق معاملات محاباتی و یا جایزه تحصیل می شود وضع می گردد.

 مالیات بر ارث  :Inheritance Tax مالیاتی  است که طبق قانون ماترک از وارث دریافت می گردد.

 مالیات نقل و انتقال سرقفلی: مالیاتی است که طبق قانون بر نقل و انتقال و حق واگذاری (حق کسب و پیشه) وضع می گردد.

عوارض خروج از کشور Departure Tax: عوارضی است که به هنگام خروج افراد از مرزهای کشور وصول می گردد.

بار مالیات Tax Burden: از نظر مالیه عمومی بار مالیات یا ضریب مالیات در یک کشور معین به صورت نسبت مجموع پرداخت های مالیاتی در یک سال معین به تولید ناخالص داخلی یا درآمد ملی کشور در همان سال محاسبه می شود.

  پایه مالیات Tax Base: آنچه که نرخ مالیاتی بر آن اعمال می شود پایه مالیات است، مانند درآمد شرکتها، درآمد اشخاص حقیقی، ارزش، املاک و غیره. پایه مالیات یک رقم نهایی است که از آن هم کسور ممکن، زیانها و تخفیف ها کسر شده است.

 دوره مالیاتی Taxable Period: تعلق مالیات نسبت به دوره های زمانی معین صورت می پذیرد که مورد آنها اصطلاح دوره مالیاتی به کار می رود. کاربرد نرخ های تصاعدی و منظور داشتن تخفیف ها نیز بر مبنای درآمدی که طی دوره مالیاتی به دست آمده است، صورت می­پذیرد. تعیین دوره های مالیاتی امکان می دهد که امر اداره و وصول مالیاتهای بر درآمد را بتوان با نظم و کارایی سامان داد.

فرار مالیاتی Tax Evasion: این اصطلاح در رابطه با ترتیبات غیرقانونی اتخاذ شده جهت اختفاء یا نادیده گرفتن بدهی مالیاتی به کار می رود، به این معنی که مؤدی، مالیاتی کمتر از میزانی که قانوناً موظف به پرداخت آن است، تأدیه می نماید.

مالیات بر ارزش افزوده Value Added Tax (VAT): مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات بر گردش کالا و خدمات است که هریک از مراحل زنجیره تولید و توزیع اعمال می گردد.

مالیات بر سود Profits Tax: این مالیات از سود مشاغل و کسب و کار، علاوه بر مالیات بر درآمد معمولی گرفته می شود و ممکن است از برخی درآمدهای خاص گرفته شود ضمن اینکه مالیات بر درآمد معمولی نیز اخذ می گردد.

مالیات بر فروش Sales Tax: این مالیات به صورت درصدی از بهای کالاها (و گاهی خدمات) مقرر می گردد. مالیات بر فروش را عموماً خریدار می پردازد. اما فروشنده مسئولیت وصول و ایصال آن به مراجع ذیربط را برعهده دارد. مالیات فروش گاهی بعنوان یک مالیات قهقرایی تلقی می شود، زیرا بار مالیات به طور نسبی سنگینی بیشتری بر فروش صاحبان درآمدهای نازل تر قرار می دهد.

مالیات بر مصرف Consumption Tax: هدف از وضع مالیات بر مصرف، عمدتاً آن است که مصرف نهائی کالا و خدمات تعلق گیرد. مالیات مذکور ممکن است سلسلة گسترده ای از کالاها را در بر گیرد و یا بر کالاهای معینی وضع شود که گونة مهم آن مالیات غیرمستقیم بر مشروبات الکلی، دخانیات، بنزین و وسایل نقلیه است و در برخی از کشورها شامل فرآورده های وارداتی نیز می شود.

مفاصای مالیاتی Tax Clearance Certificate: عبارت است از سندی که مقامات مالیاتی به عنوان مؤدی صادر و طی آن گواهی می کند که وی کلیه مالیاتهای خود را پرداخته است و یا مشمول هیچگونه مالیاتی نمی باشد. در پاره یی از کشورها اخذ مفاصا حساب برای خروج از مملکت ضرورت دارد. مفاصای مالیاتی همچنین ممکن است مقدمه لازم برای انجام برخی معاملات یا کسب مجوزها و پروانه های خاص به شمار رود.

  نرخ مالیاتی Tax Rate: نرخ مالیاتی به طرق مختلفی ممکن است اعمال شود، اما معمولاً به صورت درصدی از یک مبلغ معین منظور می شود. اگر نرخ به صورت درصد باشد می توان آن را به گونه تصاعدی یا مقطوع به کاربرد و در برخی موارد نادر نیز جنبه قهقرایی دارد نرخ مالیاتی هر شکلی که به خود گیرد، به هر حال روی یک پایه مالیاتی اعمال می شود که بر حسب نوع مالیات می تواند متفاوت باشد.

 

 

 

 

   بورس

 فهرست کلی

141. سهم

142. کارگزار

143. بازار اولیه

144. بازار ثانویه

145. قانون بازار اوراق بهادار

146. برگ اختیار معامله

147. قرارداد تحویل آتی

بورس

سهم: ورقه ای که حکایت از مالکیت مشاع فرد یا گروهی از افراد نسبت به یک بنگاه اقتصادی دارد.

کارگزار: موسسه مالی که در امر خرید و فروش اوراق بهادار فعالیت دارد

بازار اولیه: بازاری که در آن اوراق بهاداری که برای اولین بار منتشر شده، مورد داد و ستد قرار می گیرد.

بازار ثانویه: بازاری که در آن اوراق بهادار برای بار دوم و بیشتر مورد داد و ستد قرار می گیرد.

شاخص کل قیمت بورس: بررسی تغییرات سطح عمومی قیمت سهام کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس در مقایسه با یک تاریخ مبداء به وسیله شاخص کل قیمت انجام می گیرد.

ارزش جاری سهام: حاصلضرب تعداد سهام منتشره شرکت های عضو بورس در قیمت جاری آن ها.

قانون بازار اوراق بهادار: قانون ناظر بر بازار سرمایه کشور (بازار اولیه و ثانویه) مصوب سال 1384.

برگ اختیار معامله: یکی از اوراق بهاداری است که دارنده آن حق دارد ورقه بهادار را ظرف مدت معینی به قیمت توافقی، معامله کند.

قرارداد تحویل آتی: قراردادی است که طی آن طرفین تعهد می نمایند در یک تاریخ مشخص و با یک قیمت مشخص یک کالا با کیفیت معین را مبادله نمایند.

 

 

 بیمه

 فهرست کلی

148. ضریب نفوذ بیمه

149. ضریب خسارت

150. پوشش اتکایی

بیمه

ضریب نفوذ بیمه: نسبت حق بیمه دریافتی صنعت بیمه به GDP (تولید ناخالص داخلی) به درصد.

ضریب خسارت: نسبت خسارت واقع شده به حق بیمه عاید شده

پوشش اتکایی: بخشی از خسارت واقع شده یک موسسه بیمه که توسط شرکت بیمه دیگری پرداخت می گردد (طی قراردادی که بین دو شرکت منعقد شده است)

 

 پول و بانک

 فهرست کلی

151. پول Money

152. وظایف پول

153. شبه پول

154. نقدینگی

155. پول الکترونیکی

156. بانکداری الکترونیکی

157. سپرده دیداری

158. سپرده غیردیداری

پول و بانک

پول Money: ابزاریست که برای خرید کالاها و خدمات یا بازپرداخت بدهی ها به کار می رود و مورد پذیرش عموم است.

وظایف پول:  1- وسیله مبادله  2- واحد شمارش   3- ذخیره ارزش

شبه پول: دارایی نقدینه غیرپولی است که عمدتاً شامل دیون و تعهدات برخی از نهادهای مالی خصوصی یا عمومی و دولتی می شود یا به عبارت دیگر: شامل سپرده های غیردیداری نزد بانکها و موسسات اعتباری می باشد.

نقدینگی: مجموع پول و شبه پول را نقدینگی می گویند.

پول الکترونیکی: عبارت است از ارزش پولی ذخیره شده، که به شکل دیجیتالی نگهداری می شود و برای پرداختهای آنی در معاملات در دسترس می باشد.

بانکداری الکترونیکی: بانکداری الکترونیکی به مشتریان امکان می دهد که سطح گسترده ای از نقل و انتقالات وجوه و اطلاعات را به شیوه الکترونیکی و از طریق وب سیاست بانک، عامل انجام دهند.

سپرده: سپرده وجوهی است که افراد در بانک امانت می گذارند تا در مواقع لزوم بتوانند آن را مورد استفاده قرار دهند دو نوع می باشند دیداری و غیردیداری.

سپرده دیداری: به سپرده ای اطلاق می شود که بانک در مقابل صاحب آن متعهد است به محض رویت چک صادره از طرف او، وجه سپرده را به میزان قید شده در چک پرداخت کند.

سپرده غیردیداری: برعکس سپرده دیداری، مدت دار است بدین معنا، که صاحب سپرده فقط پس از سپری شدن مدت سپرده می تواند از وجه آن استفاده کند.

 

 قیمت و تورم

 فهرست کلی

159. شاخص قیمت مصرف کننده (خرده فروشی) Consumer (retail) Price Index

160. شاخص قیمت عمده فروش Wholesale price Index

161. شاخص قیمت

162. شاخص قیمت تولید کننده Producer  Prices Index

163. تورم Inflation

164. سرمایه گذاری خارجی

165. سرمایه گذاری مصوب

166. فرار سرمایه

قیمت و تورم

شاخص قیمت: شاخص قیمت یک راهنمای آماری است که می تواند تغییرات قیمت را نسبت به سال پایه نشان دهد.

           شاخص قیمت مصرف کننده (خرده فروشی) Consumer (retail) Price Index: این شاخص تغییرات قیمتی رادر سطح خرده فروشی اندازه گیری می کند. درصد تغییرات سالیانه این شاخص نرخ تورم نیز نامیده می شود.

شاخص قیمت عمده فروش Wholesale price Index : این شاخص تغییرات قیمت را در سطح قیمت های عمده فروشی مورد سنجش قرار می دهد.

   شاخص قیمت تولید کننده Producer  Prices Index : این شاخص تغییرات قیمتی را در سطح هزینه های تولید کننده و قیمت تمام شده کالا برای تولید کننده مورد تشخیص قرار می دهد.

تورم Inflation: به معنی افزایش مداوم و پی در پی در سطح عمومی قیمت ها است که می تواند منشاء فشار تقاضا و یا فشار هزینه داشته باشد. در حالت اول این امکان وجود دارد که افزایش تقاضا باعث رشد سطح عمومی قیمت ها شود و در حالت دوم افزایش هزینه ها و عدم انعطاف پذیری عرضه کل موجبات تورم را فراهم سازد.

سرمایه گذاری خارجی: سرمایه گذاری خارجی جریان ورودی منابع مالی خارجی در انواع و چارچوب های مختلف به داخل کشور و تخصیص به بخش های مختلف اقتصاد ملی 

سرمایه گذاری مصوب: قراردادهای سرمایه گذاری خارجی که از سوی سرمایه گذار خارجی اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی پیشنهاد و در سازمان سرمایه گذاری و کمکهای فنی و اقتصادی ایران مورد بررسی قرار گرفته و به تصویب می رسد. 

فرار سرمایه: یک پدیده غیرعادی در ادبیات اقتصادی، خارج از کنترل دولتها و عمدتاً معطوف به جریان خروج خصوصی سرمایه از کشور می باشد. 

  اوپک

 فهرست کلی

167.  سبد نفتی اوپک

168.  بیع متقابل

اوپک: سازمان کشورهای صادرکنندة نفت Organization of Petroleum countries

سبد نفتی اوپک: سبد نفت خام اوپک که در بردارنده 12 نوع نفت خام اعضای این سازمان می باشد.

بیع متقابل: قراردادهای خرید خدمت که با توجه به ممنوعیت قانونی عدم مالکیت منابع نفتی کشور، بعنوان راهکار همکاری با شرکت های خصوصی داخلی و خارجی بکار گرفته شده است.

مجامع بین المللی

 فهرست کلی

169. همکاری های منطقه ای

170. منطقه گرایی Regionalism

171. موافقت نامه های تجارت ترجیحی (PTA) Preferential trade Agreements

172. موافقت نامه تجاری منطقه ای (RTA) Regional Trading Arrangement

173. موافقت نامه آزاد تجاری (FTA) Free Trade Agreement

174. اتحادیه گمرکی Customs unions (CU)

مجامع بین المللی

همکاری های منطقه ای: همکاری های کشورهای مناطق مختلف  در چند دهه اخیر در اشکال گوناگون و درجات متفاوت در همه زمینه های سیاسی، اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و یا ترکیبی از آنها شکل گرفته است.

منطقه گرایی Regionalism: مجموعه اقداماتی که از طریق ایجاد مناطق آزاد یا اتحادیه های گمرکی بین دولتها به منظور آزادسازی یا تسهیل تجارت در سطح منطقه صورت می گیرد.

موافقت نامه های تجارت ترجیحی (PTA) preferential trade Agreements: توافقاتی که بین دو یا چند کشور در سطحی که مورد توافق اعضاء است در خصوص آزادسازی معمولاً در حوزه تعرفه ها انجام می گیرد.

موافقت نامه تجاری منطقه ای (RTA) Regional TradingArrangement توافقاتی که متعلق به یک منطقه جغرافیایی بوده و بسته به سطح تجارت و میزان ادغام اقتصادی کشورها انجام می پذیرد.

موافقت نامه آزاد تجاری (FTA) Free Trade Agreement: در این توافقات، تعرفه های وضع شده بر روی کالاهای تولید شده در کشور عضو، حذف می شوند و یا کاهش می یابد. در صورتی که این کشورها در ساختار تعرفه ای خود در مقابل سایر کشورهای غیرعضو اختیار عمل کامل دارند.

اتحادیه گمرکی Customs unions (CU): آن دسته از توافقات که در آنها همه کشورهای عضو یک ساختار تعرفه ای مشترک را در مقابل غیراعضاء اتخاذ می نمایند و به صورت هماهنگ با سیاست تجارت خارجی مشترک خود، در تمام مذاکرات تجاری با غیراعضاء معمولاً به عنوان یک هویت واحد عمل می کنند.

برخی از مهمترین مجامع و سازمان های بین المللی عبارتند از:

سازمان جهانی تجارت (WTO)

سازمان همکاری اقتصادی اکو (ECO)

بانک جهانی

صندوق بین المللی پول

سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی

موافقت نامه بانکوک

شورای همکاری خلیج فارس

گروی دی – هشت

آ. سه. آن

  سیاستهای ارزی

 فهرست کلی

175. نرخ ارز Exchange Rate

176. کنترل ارز Exchange Control

177. نرخ مبادله (برابری) شناور Floating Exchange Rate

178. نرخ مبادله (برابری) ثابت شده Fixed Exchange Rate

179. نرخ مبادله (برابری) شناور مدیریت شده Managed Floating Exchange Rate

180. نظریه برابری قدرت خرید Purchasing power Parity Theory

 

سیاستهای ارزی

نرخ ارز Exchange Rate: نرخی (قیمتی) که در آن یک ارز با ارزهای دیگر، طلا و یا حق برداشت مخصوص (S.D.R)مبادله می شود. این مبادلات می تواند به صورت نقدی و یا به صورت معاملات آتی در بازارهای مبادله ارزها صورت پذیرد.

کنترل ارز Exchange Control: منظور اعمال کنترل دولت از طریق سیستم بانکی بر روی معاملات ارزی، یا به عبارتی کنترل خرید و فروش ارزها توسط افراد ساکن در داخل کشور است.

نرخ مبادله (برابری) شناور Floating Exchange Rate: نرخ ارزی است که بدون اعمال هیچگونه کنترلی از سوی دولت، برای تعیین ارزش و یا نرخ برابری ارزها، کاملاً به صورت آزاد بر پایه شرایط عرضه و تقاضای ارز در بازار اسعار تعیین می شود.

نرخ مبادله (برابری) ثابت شده Fixed Exchange Rate: نرخ ارزی است که با اعمال سیاست دولتی و خارج از ساز و کار بازار آزاد اسعار تعیین می شود.

نرخ مبادله (برابری) شناور مدیریت شده Managed Floating ExchangeRate: حالت میانی نرخ ارز شناور و ثابت است، به طوری که دولت نرخ ثابت و معینی را برای ارز مشخص نمی کند، بلکه دامنه ای از نرخ ها را تعیین می کند و نرخ ارز می تواند در این دامنه بر پایه شرایط عرضه و تقاضای بازار ارز نوسان کند. البته چندین حالت برای این ساز و کار تعیین نرخ ارز توسط اقتصاددانان معرفی شده است مانند برابری متحرک، برابری تغییر پذیر، ثبات پویا و یا ثبات خزنده.

نظریه برابری قدرت خرید Purchasing power Parity Theory: نظریه ای که براساس آن نرخ برابری یا مبادله دو ارز (یک ارز با ارز دیگر) زمانی در حال تعادل قرار خواهد گرفت که قدرت های خرید هر یک از دو ارز در نرخ های مبادله جاری در هر دو کشور یکسان باشد.

 

اقتصاد جهانی

 فهرست کلی

181. سیاست خارجی Foreign policy

182. دیپلماسی Diplimacy

183. جنبش عدم تعهد Nonalighed Movement (NAM):

184. امپریالیسم Imperialism

185. ایدئولوژی Ideology

186. ژئوپولتیک Geopolitics

187. تحریم (ابزار سیاست بازرگانی) ،Trade policy Instrument: Boycot

188. کمک خارجی Foreign Aid

189. موازنه پرداختها Balance of Payments

190. تروریسم Terrorism

191. تنش زدایی Détente

192. حقوق بین الملل International Law

193. حقوق بشر Human Rights

194. جهانی شدن Globalization

 

اقتصاد جهانی

     سیاست خارجی Foreign policy: استراتژی یا خط مشی که به وسیله تصمیم گیرندگان یک کشور در رابطه با سایر کشورها یا موجودیتهای بین المللی طرح ریزی می شود و منظور از آن دستیابی به اهداف ویژه ای است که بر پایه منافع ملی تعریف و مشخص شده اند.

      دیپلماسی Diplimacy: عمل هدایت و اداره روابط میان کشورها به وسیله  نمایندگان رسمی

جنبش عدم تعهد Nonalighed Movement (NAM): گروه بزرگی از کشورها که به شکلی فعال اتحاد نظامی یا سیاسی با هر یک از دو بلوک غرب یا شرق را رد می کنند.

امپریالیسم Imperialism: یک رابطه فرادست- فرودست که بر مبنای آن یک منطقه و مردم آن تابع خواست و ارادة یک کشور خارجی می شوند.

ایدئولوژی Ideology: به هم پیوستن ارزشهای اصلی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و تشکیل بدنه ای از ایده ها و اندیشه ها که همچون شالوده و پایه ای برای یک نظام اجتماعی یا روش زندگی ایده آل خدمت می کند.

ژئوپولتیک Geopolitics: رویکرد یا دیدگاهی برای سیاست خارجی که سعی می کند رفتار سیاستی و توانائی های نظامی را بر حسب محیط توضیح دهد و پیشگوئی کند.

تحریم (ابزار سیاست بازرگانی) ،Trade policy Instrument: Boycot خودداری از خرید تولیدات یک کشور معین یا گروهی از کشورها

کمک خارجی Foreign Aid: کمک اقتصادی، اجتماعی یا نظامی به یک کشور به وسیله کشور دیگر یا به وسیله موسسات بین المللی

      موازنه پرداختها Balance of Payments: موازنه خالص میان کل درآمدها و هزینه های یک کشور، اعم از دولتی و خصوصی از بابت بازرگانی و معاملات پولی آن کشور با بقیه کشورهای جهان

      تروریسم Terrorism: فعالیتهای عاملان دولتی یا غیردولتی که در کوششهایشان برای دستیابی به اهداف سیاسی از روشها و وسایل خشونت آمیز استفاده می کنند.

      تنش زدایی Détente: اصطلاحی است دیپلماتیک که شرایط تقلیل فشار یا تنش در روابط میان دو کشور یا بیشتر را نشان می دهد.

      حقوق بین الملل International Law: مجموعه قوانین درباره حقوق و وظایف کشورها در روابط متقابلشان با یکدیگر

حقوق بشر Human Rights: حمایت از افراد برای اینکه زندگی، آزادی و حمایت برابر قوانین از آنها از طرف دولت یا افراد و گروههای تخصصی مورد مداخله خودسرانه یا محدودیت قرار نگیرد.

جهانی شدن Globalization: فرآیندی که در آن نظام مسلط (لیبرالیزم) کلیت واحدهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را در راستای تحقق اهداف خود بسیج نموده و از طریق ادغام های افقی و عمودی به افزایش ثروت می پردازد.

 

مناطق آزاد ویژه جهان

 فهرست کلی

195.  انواع مناطق آزاد           

196.   اهداف مناطق آزاد

  مناطق آزاد ویژه جهان

      انواع مناطق آزاد: بطور کلی در یک تقسیم بندی جهانی 23 نوع منطقه آزاد قابل تشخیص می باشند که هر یک بسته به نوع اهداف، عملکرد و مکان یابی نام خاصی به خود گرفته اند. مفاهیمی که طی زمان و بوسیله کشورهای مختلف برای مناطق آزاد بکار گرفته شده اند لزوماً یکسان نبوده و یک مقصود خاص را بیان نمی کنند.

      در قرن 19 و نیمه اول قرن بیستم، منطقه آزاد مترادف با بند آزاد (Freeport) بود در سالهای 1974 ، 1976 توسط دو اقتصاددان به نامهای هامادا (Hamada) و رودریگز (Rodriges) اصطلاح مناطق آزاد از حقوق گمرکی (Duty-Free Zones) عنوان شد این دو عبارت به رونق تجارت عنایت دارند و موضوع ساخت و تکمیل کالا مورد توجه آنها نیست.

در سال 1976 اقتصاد دان دیگری به نام (wall) اصطلاح مناطق صادرات ساز (Exportgeard Areas) را بکار گرفت که در آن گرایش به فرآوری و تکمیل کالای صادراتی منظور نظر بود ولی سرمایه گذاری تولیدی مدنظر نبود.

در سال 1982 گرویل (Grubel) اصطلاح مناطق آزاد فعالیت اقتصادی (FreeEconomic Activity Zones) را بکار برد که تعبیری گسترده و شامل سرمایه گذاری، فن آوری و ورود و خروج کالاست. پس از آن اصطلاح مناطق صنعتگران (Man manufacturing Zones) نیز بکار گرفته شد.

      مرکز شرکتهای فراملیتی سازمان ملل نیز 23 اصطلاح را برای منطقه آزاد بشرح ذیل بیان نموده است:

1- منطقه گمرکی Customs Zones

2- منطقه آزاد گمرکی Customs Free Zones

3- منطقه پردازش صادرات معاف از گمرک Free Export-Procosssing zones

4- منطقه آزاد صادراتی Export Free Zone

5- منطقه آزاد پردازش صادراتی Export Processing Free Zone

6- منطقه پردازش صادراتی Export Processing Zone

7- منطقه تجارت خارجی Foreign Trade Zone

8- منطقه آزاد اقتصادی Free Economic Zone

9- منطقه پردازش صادرات آزاد Free Export Processing Zone

10- منطقه صادرات آزاد Free Export Zone

11- منطقه تولید آزاد Free Processing Zone

12- منطقه تجاری آزاد Free Trade Zone

13- منطقه آزاد Free Zone

14- منطقه پردازش صادرات صنعتی Industrial Export Processing Zone

15- منطقه آزاد صنعتی Industrial Free Zone

16- منطقه توسعه سرمایه گذاری Investment Promotion Zone

17- منطقه بنگاهی مشترک Joint Enterprise Zone

18- ماکیولادورا Maquiladora

19- منطقه ممتاز صادراتی Privileged Exportzone

20- منطقه ویژه اقتصادی Special Economic Zone

21- منطقه تجاری بدون گمرک Tax Free trade Zone

22- منطقه آزاد مالیاتی Tax Free Zone

23- منطقه کارفرمایی مشترک Zone of Joint Enterprenurship

 

  اهداف مناطق آزاد: اهم اهداف دولتها و کشورهای در حال توسعه از تشکیل مناطق آزاد بشرح ذیل می باشد:

1- افزایش صادرات صنعتی و تنوع بخشیدن به آن

2- ایجاد فرصتهای اشتغال و کسب درآمد برای اتباع کشور میزبان

3-کسب درآمدهای ارزی و تنوع بخشیدن به آن

4- جذب سرمایه خارجی

5-  انتقال تکنولوژی پیشرفته

6- تربیت نیروی انسانی، کسب آموزش های فنی و افزایش مهارت نیروی کار

7- کسب مهارتهای مدیریت و بازاریابی

8- توسعه منطقه ای از طریق ایجاد حلقه های ارتباطی میان مناطق پردازش صادرات و

اقتصادی ملی

9- برقراری ارتباط سیستماتیک بین اقتصاد ملی و اقتصاد جهانی

10- گسترش پیوندهای اقتصاد ملی با اقتصاد جهانی

 مشوق های مناطق آزاد: اهم مشوقهای ارائه شده برای ایجاد مناطق آزاد عبارت است از

1- معافیت از پرداخت عوارض گمرکی کالاهای وارداتی و آزادی ورود و خروج آنها

2- آزادی ورود و خروج سرمایه و سود حاصل از سرمایه گذاری

3- فراهم نمودن تسهیلات زیربنایی مانند: زمین، ساختمان، انبار، آب و برق، مخابرات

4- معافیتهای مالیاتی

5- عدم شمول قوانین کار و بیمه های اجتماعی در منطقه آزاد و آزادی استخدام اتباع خارجی

6- اعطای تسهیلات بانکی و مالی

7- مجوز تاسیس شرکت با مالکیت صد در صد خارجی

8- تضمین سرمایه گذاری های خارجی در مقابل ملی شدن یا شرایط غیرمترقبه

9- ارجاع اختلافات به داوری بین المللی و سازمان های حقوقی بین ا لمللی

10- استفاده از بازار کشور میزبان (صدور بخشی از تولیدات منطقه به سرزمین اصلی)   

 

قاچاق

 فهرست کلی

197.  ورود موقت Temporary Admission

198.  صادرات خدمات فنی و مهندسی

199.  ترانزیت خارجی Through Transit

قاچاق:

      قاچاق واژه ای ترکی و از لحاظ  لغوی به مبنای «کاری که پنهانی و با تردستی انجام شود» می باشد. مبنای اصطلاحی این کلمه ماخوذ از همین معنای لغوی است.

     در قوانین کشور از قاچاق تعریف مشخصی ارائه نشده است ولی با در نظر گرفتن مجموع مقررات مربوطه می توان گفت وارد کردن اشیاء ممنوع الورود ، حمل و نقل و تجارت این اشیاء یا وساطت در این امر جهت خارج کردن اشیاء ممنوع الصدور از مملکت با علم به ممنوعیت آن از قبیل تسلیم اشیاء موصوف به متصدی حمل و نقل قاچاق می باشد. علاوه بر وارد کردن اشیاء ممنوع الورود خارج کردن اشیاء ممنوع الصدور، از ورود و صدور کالا به کشور بدون پرداخت حقوق قانونی دولت یا بدون رعایت مقررات و ضوابط گمرکی به عنوان قاچاق می توان نام برد

انواع قاچاق عبارتست از:

1-  قاچاق ارز

2-  قاچاق کالای گمرکی و تجاری

3- قاچاق سلاح و مهمات

4- قاچاق آثار ملی و عتیقه جات

5- قاچاق کالای ذخانی، مواد افیونی و مخدر

ورود موقت Temporary Admission:

ورود موقت رویه گمرکی است که به موجب آن برخی از کالاها بدون پرداخت حقوق گمرکی و عوارض به قصد خروج مجدد، در مدتهای مقرر به منظورهای ذیل وارد قلمرو گمرکی می گردد.

الف- ورود موقت جهت تغییر یا تولید و بسته بندی کالای صادراتی For Inward Processiong

ب- ورود موقت به منظور نمایش در نمایشگاهها، استفاده پیمانکاران و مطالعات فنی به شرط صدور مجدد به همان وضع Subject to re exportation in the same state

     صادرات خدمات فنی و مهندسی: صادرات فعالیتهای مهندسی برون مرزی مشتمل بر طراحی، نظارت، تامین، تعمیر و نگهداری، اجرا، ساخت، بهره برداری، آموزش، خدمات مشاوره ای، نصب و راه اندازی در رشته های تاسیساتی و تجهیزاتی، انرژی، نفت، گاز و پتروشیمی، نیرو، آب و برق، ساختمان، زیرساختهای حمل و نقل، معدن، خدمات فناوری، اطلاعات و ارتباطات (ICT) و نظایر آن که صرفاً صادرات کالا محسوب نشود.

       ترانزیت خارجی Through Transit: طبق قانون امور گمرکی، ترانزیت خارجی عبارت از این است که کالای خارجی به منظور عبور از خاک ایران از یک منطقه مرزی کشور وارد و از نقطه مرزی دیگر خارج شود. کالایی که تحت عنوان ترانزیت از کشور عبور می کند جزء واردات و صادرات قطعی محسوب نبوده و از پرداخت حقوق گمرکی و سود بازرگانی معاف است لیکن مشمول پرداخت هزینه های گمرکی خواهد بود، مگر اینکه در قراردادهای ترانزیتی دولت با کشورهای دیگر و یا قراردادهای گمرکی بین المللی مقررات خاصی برای آنها تعیین شده یا شود که در این صورت کالای ترانزیتی تابع همان مقرراتی خواهد بود که در قراردادهای مربوطه تعیین شده است.

وسایط نقلیه که بدون بار و مسافر وارد و برای ترانزیت اظهار شود از هر حیث تابع مقررات و شرایط ترانزیت کالا می باشد و همچنین وسایط نقلیه حامل کالای ترانزیتی که با محموله خود از یک نقطه وارد و از نقطه دیگر با محموله خود خارج می شود. برای این نوع وسایط نقلیه باید اظهارنامه ترانزیت جداگانه تسلیم و پروانه ترانزیت جداگانه تحصیل شود.

 

  نظرات ()
مطالب اخیر 13 آبانماه گرامی باد ابطال بخشنامه سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور درمورد حق جلسه اعضای شورای شهر هیات عالی نظارت بر حسن اجرای سیاست‌های کلی به دستور مقام معظم رهبری تشکیل شد ابطال بخشنامه سازمان امور اراضی کشور به لحاظ مغایرت با قانون و خروج از حدود اخت لازم الرعایه بودن تذکرات آگهی استخدام برای داوطلبان استخدام س. تامین اجتماعی اصلاح ماده (۴) آیین نامه اجرایی ماده (۳) قانون بیمه اجباری خسارات واردشده به شخص آیین نامه اجرایی ماده (۸۰) قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی ک آیین­نامه اجرایی بند (ز) تبصره (۵) قانون بودجه سال ۱۳۹۶ کل کشور مصوبه شورای عالی شهرسازی و معماری ایران در خصوص آزادراه تهران شمال (گیلان) اصلاح بند ز ماده ۱ آیین نامه اجرایی قانون اصلاح ق.حفظ کاربری اراضی زراعی وباغها
کلمات کلیدی وبلاگ اخبار حقوقی (٦٩٥) اجتماعی (٥٢۱) تصویب نامه،دستورالعمل،نظامنامه،بخشنامه (۳٧٠) آراء هیأت عمومی دیوان عدالت اداری (۳٦٠) آیین نامه ها (٢٩٠) امور اداری و استخدامی (٢٦٠) قوانین (٢٥۱) پیام های مدیر وبلاگ (۱٧٩) اخبار بازار،تجارت و صنعت (۱٦۳) اخبار بانکی (۱٥۱) مقررات بین المللی (۱٢٥) امور آموزشی، فرهنگ و هنر (۱٢٥) امور بیمه،تامین اجتماعی و رفاه (۱٢۳) امور دادرسی و اجرا (۱٢٢) مالی و اقتصادی (۱۱٢) شهرداری (۱٠٦) مقررات امور بانکی (٩٥) مقررات تجاری و بازرگانی و گمرکی (۸٥) مجلس شورای اسلامی (٧٦) ملکی و ثبتی (٦٦) امور فرهنگیان (٦۳) نظریات مجلس بر مصوبات دولت (٦۱) مقررات پزشکی و دارویی (٥٥) بودجه (٥۱) ازمقام معظم رهبری (٤٧) مقالات و معاضدت ها (٤٦) قوانین و مقررات جزایی (٤٦) کشاورزی و صنایع (٤۳) ایثار گران (۳٦) نظریات و دکترین (۳٥) سرگرمی و دلگرمی (۳٤) امور خانواده، حسبیه و ارث (۳۳) پیمانکاری (۳۳) مشکلات شهروندان (۳۱) آراء وحدت رویه هیأت عمومی دیوانعالی کشور (۳٠) برخی قوانین پر کاربرد (٢۳) کار (٢٠) ابطال مصوبات شورای شهر (۱٩) رایانه و سایبر (۱۸) نظریات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه (۱٧) ابطال مصوبات دولت (۱٧) بسته های اجرایی (۱٥) استفتاء (۱۳) سیاستهای کلی نظام (٤) ورزشی (۳) داوری (۱) قوانین برنامه توسعه (۱) آراء وحدت رویه شورای عالی ثبت (۱)
دوستان من آموزش آشپزی پرتال زیگور طراح قالب