دادگر
تازه های قوانین و مقررات و دپارتمان حقوقی در کلیه امور مدنی، جزایی، خانواده،تجاری، ملکی ،اداری و ارائه خدمات حقوقی مورد نیاز بازدیدکنندگان
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: عباس محمدزاده - جمعه ۱٥ بهمن ۱۳۸٩

شهادت هشتمین اختر تابناک آسمان عدالت و امامت، حضرت امام علی ابن موسی الرضا (ع) را به تمامی شیعیان جهان تسلیت عرض مینمایم

به همین مناسبت با انتشار خلاصه ای زندگی نامه امام رضا (ع) و  خصوصیات اخلاقی و برخی از احادیث و فرمایشات آنحضرت التماس دعا دارم

این امام بزرگوار، حاصل ازدواج امام موسی کاظم (ع) و نجمه در سال 148 هجری، در مدینه دیده به جهان گشود. نام مبارکش را علی نهادند. علی‌بن‌موسی به «رضا»‌ ملقب بود. چرا که به


فرموده امام جواد(ع) خداوند در آسمان و رسول خدا در زمین از او راضی و خشنود بودند.
از دیگر القاب ایشان می‌توان به صابر، رضی،‌وفی، فاضل و صدیق نیز اشاره کرد. کنیه آن حضرت را «ابوالحسن» ذکر کرده‌اند و به همین سبب به ایشان ابوالحسن ثانی نیز می‌گفتند. چرا که کنیه پدر بزرگوارشان نیز ابوالحسن بود.

بیشتر دوران زندگانی پربرکت امام رضا(ع) در مدینه سپری شد و ساکنان مدینه احترام بسیاری برای ایشان قائل بودند. امام در سن 35 سالگی به امامت رسید و مدت امامت ایشان 20 سال به طول انجامید.
ده سال اول امامت ایشان همزمان با زمام‌داری هارون، 5 سال بعد مقارن با خلافت امین و 5 سال آخر امامتشان مقارن با خلافت مامون بود.
در سال 200 هجری، امام به اجبار مأمون و از روی اکراه ولایت‌عهدی را پذیرفت، مشروط بر این که در هیچ‌یک از امور کشورداری دخالت نداشته باشد. بنابراین امام به همراه فرستادگان مأمون از مدینه راهی مرو (خراسان) شد. جهت دیدار کمتر شیعیان با امام، مسیر غیرمتعارف بصره، اهواز، فارس، یزد، نیشابور انتخاب شد.
امام در نیشابور با استقبال گسترده شیعیان روبرو شد و نقل است 6 تا 10 هزار نفر در بیرون از شهر نیشابور به استقبال امام آمدند.
استقبال پرشور مردم نیشابور و درخواست «ابوزرعه رازی» و «محمد بن اسلم طوسی» از راویان مشهور آن زمان از امام رضا، مبنی بر قرائت حدیث به بیان حدیث «سلسلة‌الذهب» از سوی امام منجر شد. نقل است این حدیث را 24 هزار نفر نوشتند.
امام (ع) این چنین آغاز کرد: «پدرم، موسی بن جعفر الکاظم، برای من روایت کرد از قول پدرش، جعفر بن محمد الصادق، از قول پدرش، محمد بن الباقر، از قول پدرش، علی بن الحسین زین العابدین، از قول پدرش، حسین بن علی که در سرزمین کربلا شهید شد، از قول پدرش، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که در کوفه شهید شد، از قول برادر و پسر عمویش، محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، از قول جبرئیل، که خداوند فرمود:« کلمة لا اله الا الله حِصنی فمن قالها دخل حِصنی و من دخل حِصنی أمِن مِن عذابی»
(کلمه توحید (لا اله الا الله) دژ و حصار محکم من است. هر کس آن را بگوید، داخل حصار من شده و هر کس داخل قلعه و حصار من شود، از عذاب من در امان است.)
سپس حضرت ادامه داد: :«بشرطها و أنا من شروطها».
(اما این شروطی دارد و من، خود، از جمله آن شروط هستم)
پس از ورود امام به مرو، مأمون به پیشواز ایشان آمد و در طول سه سال حضور ایشان در دستگاه خلافت علیرغم کینه و حسد فراوانش، در بیشتر موارد با امام با احترام برخورد کرد. این موقعیت فرصت مناسبی بود تا امام در جهت فراهم آوردن آسایش شیعیان بکوشد. ضمن این که مناظرات کلامی امام با رؤسای ادیان مسیحیت، یهودیت، زرتشت و ... در آن زمان باعث بروز هر چه بیشتر شخصیت علمی ایشان شد.
سرانجام مأمون که نصایح امام در مراعات شئونات دینی و مردمی به تنگ آمد، کینه‌توزانه آن امام را مسموم و در سال 203 هجری به شهادت رساند.
امام رضا(ع) در بالای قبر هارون‌الرشید در قریه سناباد (مشهد کنونی) در میان مشایعت شیعیان و دوست‌دارانش دفن گردید.
خصوصیات اخلاقی و زهد و تقوای آن حضرت به گونه‌ای بود که حتی دشمنان خویش را نیز شیفته و مجذوب خود می‌کرد. با مردم در نهایت ادب تواضع و مهربانی رفتار می‌کرد و هیچ گاه خود را از مردم جدا نمی‌نمود. از دیگر خصوصیات اخلاقی ایشان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
بسیار بردبار و صبور و شکیبا بود.
قرآن بسیار تلاوت مى‌کرد.
به نماز اول وقت پایبند بود.
هیچ گاه با سخن خود، دیگران را آزار نداد.
سخن هیچ کسى را قطع نکرد.
در حضور دیگران هرگز به دیوار تکیه نمى‌زد.
به عیادت بیماران مى‌رفت.
در تشییع جنازه‌ها شرکت مى‌جست.
از مهمانان خود، شخصاً پذیرایى مى‌کرد.
وقتى بر سر سفره‌اى مى‌رسید، اجازه نمى‌داد تا به احترام او از جاى برخیزند.
به نیازمندان بسیار کمک مى‌فرمود.
با خدمتگزاران خود بر سر یک سفره مى نشست و غذا مى خورد.
همیشه چهره‌اى خندان داشت.
هرگز با صداى بلند و با قهقهه نمى‌خندید.
هنگام نشستن، هرگز پاى خود را در حضور دیگران دراز نمى‌کرد.
شبها کم مى‌خوابید و بیشتر شب را به عبادت مى پرداخت.
بسیارى از روزها را روزه مى‌گرفت.
سجده‌هایش بسیار طولانى بود.
به پاکیزگى بدن، موى سر و پوشاک خود بسیار توجه داشت.

از امام رضا(ع) احادیث بسیاری بر جای مانده است که برخی از جمله آنها می‌توان موارد زیر را بیان کرد:
امام رضا(ع) فرمودند:

العقل حباء مـن الله, والادب کلفة فمن تکلف الادب قدر علیه, و مـن تکلف
العقل لـم یزدد بذلک الا جهلا.(36)
عقل , عطیه و بخششى است از جانب خدا, و ادب داشتن, تحمل یک مشقت است, و هر کـس با زحمت ادب را نگهدارد, قادر بر آن مى شود, اما هر که به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بـر جهل او افزوده نمـى شود.

 

ان الذى یطلب من فضل یکف به عیاله اعظم اجرا من المجاهد فى سبیل الله.(37)
براستى کسى که در پى افزایش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره کنـد, پـاداشـش از مجـاهـد در راه خـدا بیشتر است.

 

خمـس مـن لـم تکـن فیه فلاتـرجـوه لشـى ء مـن الـدنیـا و الاخـرة: من لم تعرف الوثاقة فى ارومته, و الکرم فى طباعه, والرصانة فى خلقه, والنبل فى نفسه و المخافة لربه.(38)
پنج چیز است که در هر کس نباشد امید چیزى از دنیا و آخرت به او نداشته باش:
1
ـ کسى که در نهادش اعتماد نبینى .
2
ـ و کسى که در سرشتـش کرم نیابـى ,
3
ـ و کسـى که در آفرینشـش استـوارى نبینى ,
4
ـ و کسى که در نفسش نجابت نیابى ,
5
ـ و کسى که از خدایش ترسناک نباشد.

 

لایکـون المـؤمـن مـومنـاً حتـى تکـون فیه ثلاث خصـال : 1 ـ سنة من ربّه. 2 ـ و سنة من نبیّه. 3 ـ و سنة من ولیّه. فـاما السنة مـن ربه: فکتمان سـره. و امـا السنة من نبیه فمـداراة الناس. و امـا السنة مـن ولیه فـالصبـر فـى البـاسـاء و الضـراء.(1)
مـؤمـن , مـؤمـن واقعى نیست, مگـر آن که سه خصلت در او بـاشــ د: سنتـى از پـروردگـارش، سنتـى از پیـامبـرش و سنتـى از امـامـش.
اما سنت پروردگارش , پـوشاندن راز خود است, اما سنت پیغمبرش , مدارا و نرم رفتارى با مردم است, اما سنت امامـش صبر کردن در زمان تنگدستـى و پریشان حالى است.

 

ما حد التَّوکُل؟ فقال لی: اَن لا تخافَ مع الله اَحداً.
حدّ توکّل چیست؟ حضرت فرمودند: اینکه با وجود خدا از هیچ‌کس نترسی. (جهاد النفس،ح 292)

لاتنظروا إلی کثرة صلاتهم و صومهم و کثرة الحجّ و المعروف و طنطنتهم باللیل و لکن انظروا إلی صدق الحدیث و أداء الأمانة.
به بسیاری نماز و روزه و زیادی حجّ و احسان و زمزمه‌شان در شب منگرید بلکه به راستی سخن و امانت‌داری‌ ایشان بنگرید. (عیون اخبار الرضا2،ص51)

أحسن الناس إیماناً أحسنهم خلقاً و ألطفهم باَهله، و اَنا اَلطفکم باَهلى.
نیکوترین مردم از نظر ایمان، خوش‌خلق‌ترین و با لطف‌ترین آنها نسبت به اهل خویش است. (عیون اخبار الرضا2، 38)

إن الإیمان أفضل من الإسلام بدرجة والتقوى أفضل من الإیمان بدرجة و لم یعط بنو آدم أفضل من الیقین.
ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است, و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فرزند آدم چیزى بالاتر از یقین داده نشده است. (تحف‌لعقول، ص445)

من قرأ فى شهر رمضان آیة من کتاب الله کان کمن ختم القران فى غیره من الشهور.
هر کس در ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند مثل اینست که در ماه‌هاى دیگر تمام قرآن را بخواند. (بحار الانوار ج93، ص346)

- اذا کذب الولاه حبس المطر, و اذا جار السلطان هانت الدوله,واذا حسبت الزکوه ماتت المواشى.(26)
زمانـى که حاکمان دروغ بگویند باران نبارد, و چون زمامدار ستم ورزد, دولت, خـوار گردد. و اگر زکات امـوال داده نشود چهار پایان از بین روند.

لاتدعوا العمل الصالح و الاجتهاد فى العبادة اتّکالا على حب آل محمد(ص) و لا تدعوا حب آل محمد(ص) لأمرهم إتکالا على العبادة فانه لایقبل احدهما دون الاخر.
مبادا اعمال نیک را به اتکاى دوستى آل محمد(ص) رها کنید، مبادا دوستى آل محمد(ص) را به اتکاى اعمال صالح از دست بدهید، زیرا هیچ کدام از این دو، به تنهایى پذیرفته نمى‌شود. (بحارالانوار،ج78،ص348)

 

-ان الذى یطلب من فضل یکف به عیاله اعظم اجرا من المجاهد فى سبیل الله.(37) به راستى کسى که در پى افزایش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره کنـد, پـاداشـش از مجـاهـد در راه خـدا بیشتر است.

 

- علیکـم فى امورکـم بالکتمان فـى امور الدین و الدنیا فانه روى (( ان الاذاعه کفر)) و روى (المذیع و القاتل شریکان) و روى (ما تکتمه مـن عدوک فلا یقف علیه ولیک).(32)
بـر شمـا بـاد به راز پـوشـى در کـارهـاتـان در امـور دیـن و دنیـا. روایت شده که (افشاگرى کفر است) و روایت شده (( کسى که افشاى اسرار مـى کند با قاتل شـریک است)) و روایت شـده که (( هـر چه از دشمـن پنهان مـى دارى, دوست توهم بر آن آگاهى نیابد)).

 

- تزاوروا تحـابـوا و تصـافحـوا و لا تحـاشمـوا.(31)
به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشیدو دست یکدیگر رابفشارید و به هم خشم نگیرید.

 

-ثلاثه موکل بها ثلاثه: تحامل الایام على دوى الادوات الکامله واستیلاء الحـرمان علـى المتقـدم فى صنعته, و معاداه العوام على اهل المعرفه. (29)
سه چیز وابسته به سه چیز است:
1ـ سختـى روزگـار بـر کسـى که ابزار کـافـى دارد,
2ـ محـرومیت زیـاد بـراى کسـى که در صنعت عقب مـانـده بـاشـد,
3ـ و دشمنى مردم عوام با اهل معرفت.

- مـن فـرج عن مـومـن فـرج الله عن قلبه یـوم القیمه.(27)
هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.

 

عباس  محمدزاده
دارنده دانشنامه حقوق قضایی، کارشناس حقوق بانکی (ریالی- ارزی)، مهارتهای بانکداری داخلی و بین‌الملل، مهارت‌ در داوری‌ تجاری‌ داخلی و بین‌الملل، عضو داوران ‌ موسسه‌ داوری ‌غیاث‌حق، تجارب مشاوره در امور تجاری و‌ بازرگانی، کارشناس رسمی دادگستری
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :




کدهای موسیقی بلاگ قالب فا